جوان خام!

« غریب اگر نیست، غریب وار هست »

جوان خام!

« غریب اگر نیست، غریب وار هست »

شروع در تاریخ 97.3.31
جذامیان دلم پیرند
و دست های تو اکسیرند

1404.10.28
پریدم ولی پرم خونیه

-------------------------------------------

(۴ نفر به صورت خاموش سایت را دنبال کرده‌اند)
* لطفا وبلاگ من را به صورت «خاموش» دنبال نکنید!

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
محبوب ترین مطالب

تابستان های بی خبری

سه شنبه, ۱۳ خرداد

یاد اون تابستون بخیر که منتظر بودم امتحانا تموم شه و فیفا11 رو نصب کنم. یادمه آخر هفته ها که میشد و منو برادرم آخر شبا، حدود ساعت ده شب، کاپ قهرمانیو شروع میکردیم و اگه من میباختم فرداش میرفتیم کوه و معمولا تا وقتی که میباختم بازی ادامه داشت و اکثر مواقع جمعه های اون سالو کوه میرفتم یادمه حوالی ساعتهای 6 صبح میرفتیم سر خیابون وایمیستادیم تا چندتا از دوستای دیگه هم اضافه بشن و تو اون هوا و خلوتی، خیابونا رو گز میکردیم. یادمه هیچی نداشتیم فقط بزور خودمونو بالا میکشیدیم و حتی نمیدونستیم که داریم این رنج ها رو تحمل میکنیم ...

دریافت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۹/۰۳/۱۳

نظرات  (۲)

این رنج‌ها؟ یعنی کوه رفتن با دوستان رنج بود یا خارج ماجرا بود کلا؟ :)
پاسخ:
خارج ماجرا
۱۳ خرداد ۹۹ ، ۱۹:۲۹ روزبه پارسی
عشق است کوه پیمایی.
البته هوا خنک باشه و حتی کمی سرد که عرق نکنی.

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.